تست توبرکولین

این تست برای تعیین آلودگی یا تماس فرد با میکروب سل بکار می رود.اگر کسی با میکروب سل تماس قبلی داشته باشد ،لنفوسیت های بدن با میکروب آشنا هستند و در صورت ورود مجدد میکروب به بدن در محل ورود ضایعه ای رخ می دهد.ماده ای که در تست توبرکولین استفاده می شود پروتئینی است به نام توبرکلوپروتئین که ممکن است به دو صورت باشدOT،PPD. 
OT به معنی Old Tuberculin  و PPD به معنی Purified Protein Dderivative (عصاره خالص شده پروتئین های میکروب سل).OT در واقع عصاره ناخالص پروتئین های میکروب سل است ولی PPD خالص شده است.(میکروب سل را در محیطی عاری از پروتئین کشت می دهند ،سپس پروتئین هایی که در محیط کشت از میکروب رها شده را تصفیه و تغلیظ می کنند و به عنوان PPD بکار می برند،اگر عصاره ناخالص باشدOTاست.).
اساس آزمایش توبرکولین CMI(مخفف دفاع سلولی) است.آزمایش مثبت توبرکولینی با یک سفتی و یک ضایعه قرمز که طی 48 ساعت به حداکثر خود می رسد نشان داده می شود.قطر ضایعه اهمیت دارد.اگر قطر ضایعه کمتر از 5 میلی متر باشد تست منفی است.اگر بین 10-5 میلی متر باشد مشکوک طلقی می شود و اگر 10 و بالای 10 باشد حدس آلودگی است البته این نتیجه درست مثل آزمایشات سرولوژی با توجه به وفور میکروب سل و مایکوباکتریوم های آتیپیکال قابل تفسیر است. 

نحوه انجام آزمایش توبرکولین:
وسایل لازم:سرنگ با سوزن شماره 27-26 (سورنگ بوبرکولین یا سرنگ انسولین)،پنبه،الکل سفید
ناحیه پوست ساعد را انتخاب کرده با الکل ضدعفونی می کنیم.بعد پوست را مقداری می کشیم و سوزن را با زاویه 45 درجه روی پوست قرار می دهیم و ضمن اینکه زاویه را کم می کنیم وارد "داخل درم" می شویم.تزریقات عمقی تر(عمقی تر از داخل درم) نتیجه واکنش را مخدوش می کند،چون در لایه های عمقی تر رگهای خونی بیشتری وجود داردو مقداری از ماده تزریق شده ممکن است وارد جریان خون شود و از ناحیه دور شود(اصطلاحا شسته می شود و می رود).حجم مصرفی برای آزمایش ،0.1میلی لیتر از محلول PPD استاندارد شده است.در این حجم معمولا 5 واحد توبرکولین وجود دارد.معمولا تست توبرکولین با یک دوز 5 واحدی انجام می شو.د.در مواردی از دوز یک واحدی و یا 250 واحدی هم می توان استفاده کرد

موارد منفی کاذب تست توبرکولین:
1-آنرجی :بی پاسخی دفاع سلولی را آنرجی می گویند یعنی دفاع عمومی بدن گاهی علیه عاملی کار نمی کند.پس اگر آنرجی داشت جواب منفی کاذب است.
2-سل منتشر(سل ارزنی):با وجود اینکه شدیدا آلوده است CMI کار نمی کند و جواب منفی کاذب می شود.
3-بیماری سرطان هوچکین
4-سرخک:بچه های مبتلا به سرخک اگر آلوده باشند تست آنها منفی کاذب می شود.
5-تکنیک غلط
6-خرابی ماده توبرکولین
7-در دوره کمون ابتلا به میکروب سل تست منفی می شود.معمولا حدود 6-4 هفته بعد از ورود به بدن و یا تزریق ب-ث-ژ (B-C-G) تست توبرکولین مثبت می شود.حدود 5-4 سال بعد از تزریق BCG تست منفی می شود.
اگر کسی واقعا تست توبرکولینش منفی باشد(عدم آلودگی به میکروب سل) دفعه بعد هرگز تست توبرکولینش مثبت نمی شود.(یعنی انجام تست و برخورد PPD در این فرد که عاری از میکروب سل است باعث حساس شدن سلول و مثبت شدن تست نمی شود)
PPD محلول ،به شیشه(ویال) متصل می شود به همین دلیل نباید مرتب شیشه توبرکولین را عوض کرد.ضمنا محلول PPD به نور و حرارت حساس است و باید از نور و حرارت دور نگه داشته شود.نکته دیگر اینکه محلول PPD را نباید فریز کرد و باید آن را در یخچال نگهداری کرد.در هنگام حمل و نقل روی یخ باید حمل شود(در این فاصله یخ نمی زند).
روشی که برای انجام تست توبرکولین بکار می رود روش مانتو نامیده می شود(Mantoux).
اگر تزریق صحیح انجام شده باشد در محل تزریق بلافاصله پس از تزریق یک برآمدگی عدس مانند سفیدرنگی ایجاد می شود.(واکنش نیست بلکه تجمع ماده PPDاست.)

خانمها پاپ اسمیر را فراموش نکنند


سرطان دهانه رحم حدود ۵۰ سال پيش اولين علت مرگ و مير ناشي از سرطان در کشورهاي پيشرفته بوده است ، اما ميزان مرگ ومير ناشي از آن اکنون به دو سوم تقليل پيدا کرده است و در حال حاضر هشتمين علت مرگ و مير ناشي از سرطان است . ( شايع ترين سرطان ها در زنان به ترتيب عبارتند از : ريه ، پستان ، روده بزرگ ،‌لوزالمعده ، تخمدان ،‌غده لنفاوي و خون )‌

علت چنين کاهشي در مرگ و مير ، تشخيص زودرس و بموقع بيماري است که بسياري از اين رامديون آزمايش سلول شناسي به روش پاپانيکولا يعني پاپ اسمير مي باشيم.

تشخيص سرطان دهانه رحم چگونه صورت مي گيرد ؟

امروزه خانم ها با مراجعه به پزشکان متخصص زنان يا ماماها مي توانند به راحتي آزمايش پاپ اسمير بدهند . وسايل مختلفي براي نمونه برداري وجود دارد . اين نمونه برداري خيلي راحت و بدون درد و بدون بيهوشي در مطب صورت مي گيرد و نمونه سلولهاي دهانه رحم با وسيله چوبي يا پلاستيکي روي لام شيشه اي کشيده شده و ثابت ميگردد . سپس براي رنگ آميزي و بررسي ميکروسکوپي به آزمايشگاه ارسال مي گردد و متخصص پاتولوژي يا سلول شناس آن را بررسي مي کند .

در اين بررسي ها تغييرات قبل از بدخيمي ، علائم عفونت با ويروس پاپيلوما و تغييرات بدخيمي واضح و پيش رفته دهانه رحم ديده مي شود . علاوه بر آن عفونت هاي دهانه رحم و واژن ( مهبل ) مثل کانديدا ، تريکومونا ، کوکوباسيل و … نيز خود را نشان مي دهند . گاهي نيز علائم بدخيمي در ساير قسمت هاي تناسلي زنان مثل رحم ، واژن و لوله ها هم مشخص مي شود اما اين آزمايش روش مناسبي براي غربالگري اين بدخيمي ها نيست و فقط به طور اتفاقي اين بيماريها را ممکن است نمايان کند . علاوه بر اين با اين آزمايش مي توان وضعيت هورموني بدن را هم در شرايط خاصي بررسي کرد . براي بررسي ابتدا بايد نمونه مناسب باشد . تعداد کافي ( ۸تا ۱۲ هزار سلول ) ازاين ناحيه بايد در اسلايد ديده شود . خون ، مواد زايد و سلولهاي التهابي نبايد روي لام را گرفته باشند ، لام بايد سالم و نشکسته باشد .

قبل از نمونه گيري چه مسائلي بايد رعايت شود ؟

۱ - بهتر است نمونه گيري در زمان قاعدگي يا زماني که ترشحات خيلي زياد هستند و عفونت خيلي واضحي وجود دارد صورت نگيرد .

۲ - قبل از نمونه گيري نبايد به مدت ۴۸ ساعت نزديکي صورت گرفته باشد .

۳ - از پمادهاي داخل واژن يک هفته قبل از نمونه گيري استفاده نشده باشد .

انجام اين آزمايش براي کليه خانم هايي که فعاليت جنسي دارند يا داشته اند در تمامي سنين الزامي است و بايد در ابتداي شروع فعاليت جنسي در سه سال اول ، هر سال يکبار و بعد در صورتي که آزمايش طبيعي باشد هر ۳ سال يکبار انجام شود .

البته گاهي اوقات با توجه به تغييرات خاص يا عفونت ها ، پزشک متخصص زنان تشخيص مي دهد که اين فواصل کمتر شود و پس از درمان نيز با يک آزمايش ديگر نتايج درمان بررسي شود .

راهكار هاى پيشگيرى اوليه ابتلا به سرطان گردن رحم چيست؟
۱- از ارتباط جنسى در سنين پائين تر از هجده سال خوددارى شود.
۲- عدم بهداشت جسمانى زمينه را براى ابتلا به عفونت هاى واژنى بيشتر مى كند.
۳- استفاده از كاندوم راه صحيح جلوگيرى از سرايت بيمارى هاى عفونى واژينال است.
۴- پرهيز از بى بند و بارى جنسى.
۵- با افرادى كه به طور واضح زخم هايى در ناحيه تناسلى يا علايم ديگر عفونى دارند ارتباط جنسى برقرار نكنند.
۶- اجتناب از استعمال دخانيات.
۷- مراجعه به پزشك در صورت داشتن ترشحات واژنى مكرر به ويژه لكه بينى يا احتمالاً خونريزى پس از مقاربت ضرورى است.
۸- انجام ساليانه و يا حداقل هر سه سال يك بار پاپ اسمير به طور منظم از سنين جوانى تا سالمندى تنها را مبارزه با اين بيمارى سرطانى است.

برگرفته از سایت  ایران سلامت

2ME

در 2Me به دنبال کلاس آنتی بادی می گردیم(IgM یا IgG).در 2ME باید از ماده خاص خود استفاده کرد.ماده 2ME (تو مرکاپتو اتانول) ماده ای احیاکننده است که می توند باندهای دی سولفیدی را مجزا کند و مولکول پنتامر IgM را تخریب کند.2ME در مولاریته معین و مدت زمان معین قادر است پیوندهای دی سولفیدی خارج مولکولی IgM را تخریب کند.آنتی بادی از دو زنجیره سبک و دو زنجیره سنگین تشکیل شده است.در مولاریته معین و زمان 2 ساعت پیوندهای خارج سلولی شکسته می شود.اگر مولاریته افزایش پیدا کند و یا زمان بیش از 2 ساعت شود 2Me  روی پیوندهای داخل سلولی هم اثر می گذارد و می توند آنها را بشکند.2Me مولکولهای پنتامر را تبدیل به مونومر می کند و مونومرها قدرت اتصال ندارند.
برای انجام 2Me باید سرم را با 2Me مجاور کرد و به مدت 5-1 ساعت آنها را انکوبه کرد،رقتهای مختلف از آن تهیه کرد و بقیه کار را به روش رایت لوله ای ادامه داد.در روش 2Me باید رقت سرم را در نظر داشت تا پس از رقیق کردن لوله ها در آن ضرب کرد.
                                                       رقت لوله ها*رقت سرم*رقت آنتی ژن
2Me مثل رایت است با این تفاوت که در پروسه ای قبل از آن IgMها را کنار می گذاریم.
در مرحله مجاور کردن سرم با 2Me و انکوبه حتما باید در لوله ها را با پارافین بست،چون 2Me واده ای قابل تبخیر شدن است و اگر بخار شود اثر نمی کند.
2me یک ماده خطرناک و سرطان زاست،باید در تنفس و ریختن آن روی بدن دقت کرد.
آنتی ژن 2Me مخصوص خودش است و نمی توان از آنتی ژنهای دیگر استفاده کرد مگر در شرایط خاص.فیکساتورها برای فیکس نمونه دو نوع است:یا فرمالین است یا اسید فنیک(فنل).معمولا در آنتی ژن های پاستور(راپید) از اسید فنیک استفاده می شود ولی در آنتی ژنهای 2Me از فرمالین استفاده شده است.اگر ما آنتی ژن 2Me نداشتیم ،یا می توان مستقیما از آنتی ژن رایت لوله ای استفاده رکد یا راپید را رقیق کرد.3 بار می شوئیم.در این صورت اسید فنیک را خارج کرده ایم و در این صورت می توان از این آنتی ژن برای 2Me استفاده کرد.(برای تهیه مثلا 5 سی سی، محلول تهی را پس از شستشو به حجم 5 سی سی می رسانیم.)
*فیکساتور برای نگهداری آنتی ژن بروسلاست و پس از شستن آنتی ژن چون می خواهیم همان زمان استفاده کنیم و نمی خواهیم آن را نگهداری کنیم نیازی به فیکساتور ندارد.
اگر 2Me با هر رقتی مثبت شد نشانه IgG بودن آنتی بادی است(IgG کامل) و این نشان دهنده وجود آنتی ژن در بدن است.
اگر پزشک درخواست رایت و 2Me کرد و ما رایت را با کیفیت و دقت کافی انجام دادیم و منفی شد دلیلی برای انجام دادن 2Me وجود ندارد زیرا مثبت شدن رایت یا به خاطر IgG است یا IgM یا کمپلت هر دو.بنابراین اگر منفی شد دلیلی برای انجام 2Me وجود ندارد(چون 2Me چیزی غیر از IgM را نشان نمی دهد.)

آنمی سیکل سل

فرد بالغ باید  داری هموگلوبین A به میزان 97% ،A2 1.5-3%و F کمتر از 1% باشد.افراد دارای آنمی سیکل سل هموگلوبینی دارند به نامS. اگر از نظر ژنوتیپ بصورت SS باشد می گوئیم مبتلا به آنمی است یعنی در دو زنجیره بتا اشکال دارد.یعنی در زنجیره بتا ، اسید آمینه والین به جای گلوتامیک اسید قرار گرفته است.
این بیماری می تواند بعد از تولد مشخص شود.در سیاهان آمریکا ، کشورهای جنوب شرقی آسیا و آفریقای غربی و مرکزی این بیماری دیده شده است.
در این افراد مشکلاتی وجود دارد که در کاهش O2،گلبولهای قرمز این افراد کریستاله می شود.یعنی هموگلوبین آنها بصورت محلول نیست.کریستال شدن گلبول های قرمز دو مشکل ایجاد می کند:1)باعث تخریب غشای RBC می شود که در اینصورت گفته می شود فرد دچار آنمی همولتیک است.2)بدلیل اینکه این RBCها باید از مویرگ ها و عروق عبور کنند باید داری انعطاف پذیری باشند و چون این RBC ها انعطاف پذیری کمی دارند پس باعث انسداد عروقی می شوند.این انسداد عروقی در هر بافتی باعث انفارکتوس آن بافت خواهد شد.مثلا اگر این انسداد در چشم وجود داشته باشد، خون کافی به شبکیه نمی رسد و بینایی دچار مشکل می شود.در بافت قلب مشکلاتی ایجاد می شود که نهایتا باعث سکته می شود.در کلیه در اثر انسداد ، کاهش تغلیظ ادرار اتفاق می افتد.در کبد باعث انفارکتوس بافت کبدی می شود و نهایتا ممکن است ایجاد آبسه کبدی را بکند.در ریه باعث انفارکتوس ریه می شود.در استخوان ها ،نکروز استخوانی ایجاد می کند(این بیماران دردهای استخوانی شدیدی دارند.)در استخوان ها نکروز سراستخوان بازو و ران را مشهاده می کنیم که ممکن است آسپتیک باشد(نکروز بدون عفونت) و ممکن است محلی باشد برای عفونت ناشی از باکتری هایی مثل سالمونلا.
در پوست به علت انفارکتوس های متعدد باعث می شود زخمهایی در ناحیه ساق پا مشخص شود.قبل از 4 سالگی ممکن است سندرم دست و پا دیده شود که در آن التهاب دو طرفه پشت دستها و پاها دیده می شود که ناشی از التهاب انگشتان است.به آن داکتیلیت انگشتان هم می گویند.
آتروفی طحال:در سن کودکی طحال بزرگ است (اول بیماری) اما کم کم بدلیل انفارکتوس های متعددی که دیده می شود،طحال کوچک می شود.در ابتدا به دلیل هولیزی که وجود دارد بزرگ است ولی بعد کوچک می شود و اگر فرد کودک باشد باعث مشکلاتی می شود چون طحالی که کوچک است کارآیی ندارد و ایمنی کم می شود و باکتری پنموکوک می تواند برایشان مشکلاتی ایجاد کند.
علائم آزمایشگاهی:
دیدن تارگت سل که بسیار افزایش پیدا کرده اند بسیار اهمیت دارد.سلولهای پلی کرومازیا و وجود نرموبلاست و سلولهایی که به نظر کشیده می رسند(کاملا داسی نیستند ولی یک حالت کشیده و نوک دار دارند) دیده می شوند.
برای تشخیص باید تست هایی انجام داد:
1-تست داسی شکل شدن سلولها Sickling test :به این صورت است که از فرد خون گرفته روی لام می گذاریم و ماده متا بی سولفیت سدیم که احیا کننده است را به خون اضافه می کنیم.روی خون لامل گذاشته و اطراف لام و لامل را با پارافین می پوشانیم. بعد از 0.5 ساعت به ما جواب می دهد.بعد از 0.5 ساعت می توان سلولهای داسی شکل را مشاهده کرد.چون اکسیژن به خون نمی رسد سلولهایی که داسی شکل هستند ماهیت داسی شکل بودن خود را نشان می دهند.اشکال این تست اینست که هموزیگوت را از هتروزیگوت جدا نمی کند.(مشخص نمی کند)
2-تست حلالیت:گلبول های قرمز را بوسیله آب مقطر(یا به هر نحوی)لیز می کنیم ، بعد از ماده احیاکننده دی تیونیت استفاده می کنیم.روی RBC های لیز می ریزیم.محیط کدر می شود که نشان دهنده هموگلوبین S  است.اگر شفاف باشد هموگلوبین A است.
3-بهترین تست برای نشان دادن هموگلوبین S استفاده از الکتروفورز است. در الکتروفورز در افرادی که ژنوتیپ SS دارند نشان می دهد که هموگلوبین S در این افراد حدود 90% است.هموگلوبین A2 مقداری و هموگلوبین F هم کمی وجود دارد.
گاهی وقتها فرد ممکن است دارای ژنوتیپ A/S باشد که به آن هتروزیگوت می گویند، یعنی کمی از زنجیره های بتا مبتلا است.میزان هموگلوبین در این افراد 10g/dl است.این افراد هیچ مشکلی ندارند.فقط مشکل زمانی است که کاهش شدید O2 داشته باشیم که در این زمان تعدادی از RBC هایشان داسی می شود.کاهش شدید O2 زمانی است که :فرد در ارتفاعات قرار بگیرد و زمانی که فرد دچار عفونت تنفسی شود.به همین دلیل در تست Sickling Test نمی توان هتروزیگوت را از هموزیگوت تشخیص داد چون هتروزیگوت ها هم در O2 کم داسی شکل می شوند و در این تست هم خودمان کاهش شدید O2 ایجاد کرده ایم.
در الکتروفورز میزان A 60-55% نشان داده می شود و S حدود 40-35% است. درلام خونی این افراد مشکلی وجود ندارد جز اینکه تعدادی تارگت سل دیده می شود.

تجسس پروتئین در ادرار

۱-نوارهای ادراری:اغلب این شناساگرها در PH اسیدی زرد رنگند ولی اگر در ادرار پروتئین وجود داشته باشد یا ادرار قلیایی باشد رنگ ان از زرد به آبی یا سبز آبی متمایل می شود.
همیشه تغییر رنگ نوار دلیل وجود پروتئین نیست.اگر PH بیماری بیشتر از 8 بود و رنگ نوار تغییر کرد ممکنست مثبت کاذب باشد.
2-روش اسید سولفوسالیسیلیک: اسید سولفوسالیسیلیک بهترین اسیدی است که هم آلبومین و هم گلوبولین ها را رسوب می دهد.می توان از اسید سالیسیلیک 3% استفاده کرد.
روش استفاده از اسید:
اسید 3% (3 گرم اسید در 100سی سی آب مقطر):به هر 5cc  ادرار 0.5cc باید اضافه شود.
اسید 10%: به هر 5cc ادرار باید 3 قطره اضافه شود.
اسید 20%: به هر 5cc ادرار باید 2-1 قطره اسید اضافه شود.
این در شرایطی است که PH ادرار اسیدی باشد ، اگر قلیایی بود باید میزان ها را دو برابر کرد.چون قسمتی از اسید باید PH قلیایی را خنثی کند و قمستی پروتئین ها را دناچوره کند.
اگر بعد از افزودن اسید کدورتی ایجاد نشد پروتئین وجود ندارد، اگر کدورت ایجاد شد ممکن است وجود داشته باشد.
آیا هر کدورتی در اثر اضافه کردن اسید به ادرار پروتئین محسوب می شود؟ خیر.به احتمال 95% پروتئین است ولی ممکن است نباشد.ممکن است مریض در یکی دو هفته گذشته پنی سیلین مصرف کرده باشد(پروکائین یا بنزائین).کدورت ممکن است به خاطر واکنش با داروها باشد.ممکن است به خاطر واکنش با ضد التهاب های استروئیدی باشد.ممکن است کدورت در اثر ترکیب اسید با ماده حاجب رادیولوژی باشد.
روش گزارش دادن کدورت:
1-اگر کدورت به صورت جزئی باشد به صورت Trace گزارش می شود.
2-اگر کدورت بیشتر باشد و به صورت واضح دیده شود بطوری که اگر لوله را روی روزنامه بگذاریم ، بتونیم نوشته ها را بخوانیم در حد +1 گزارش می شود.
3-اگر شدت کدورت بیشتر بود طوری که سیاهی کلمه دیده شود ولی خوانده نشود در حد +2 گزارش می شود.
4- اگر کدورت به حدی بود که حتی سیاهی کلمات دیده نشود بصورت +3 گزارش می شود.
5-اگر به مجردی که اولین قطره اسید اضافه شود کدورت شدید به صورت ناگهانی ایجاد شد و محیط شبیه سفیده تخم مرغ شد در حد +4 گزارش می کنیم.
بهترین و قطعی ترین روش برای تشخیص پروتئین روش حرارتی است.حدود 6-5 سی سی ادرار را در یک لوله بلند ریخته ، حد فاصل هوا و ادرار را بوسیله شعله مستقیم حرارت داده تا به حالت جوش برسد.اگر کدورتی در این منطقه دیده شود قطعا پروتئین است، چون حرارت ساختمان سوم پروتئین ها را دناچوره می کند و به حالت کدورت در می آید.در اینجا دیگر مثبت کاذب نداریم.

کچلی بدن    Tinea curpuris

به این بیماری Ringworm of bodt هم می گویند.
کچلی بدن عارضه درماتوفیتی است که معمولا در قسمتهای صاف بدن ممکن است ایجاد عارضه بکند.عوامل بیماریزا غالبا گونه های ترایکوفیتون، اپی درماتوفیتون و به میزان کمتر میکروسپوروم می باشند:T.Rubram,T.Ment,T.viollaceum,T.Schelini,T.Verrocosum,E.F و به میزان کمتر میکروسپوروم ها ممکن است ایجاد بیماری بکنند.

علائم بیماری:
معمولا علائم بالینی به یکی از اشکال زیر دیده می شود:
1-ضایعات حلقوی(دایره ای شکل) یا Circinate:این نوع ضایعات معمولا به صورت دایره ای است،کناره های منظم دارد.در محل ضایعه شوره و پوسته دیده می شود.ضایعات ممکن است قرمز یا قهوه ای رنگ باشند،گاهی اوقات همراه با خارش و معمولا کناره های ضایعه فعال تر از مرکز ضایعه استدر مواردی ممکن است که در مرکز ضایعه حالت بهبودی شونده دیده شود.این نوع از علائم بالینی به نسبت سایر علائم بالینی معمولا شیوع بیشتری دارند.
2-وزیکول دار Vesicular:تقریبا مشابه ضایعات نوع اول می تواند باشد، با این تفاوت که در سطح ضایعه ممکن است وزیکول های بزرگ یا کوچکی دیده شود.این وزیکول ها معمولا حاوی عناصر قارچی اند.
3-حلقه های متحدالمرکز Polycyclic:از نظر علائم بالینی مشابه ضایعات حلقوی اند.با این تفاوت که ممکن است ضایعات به شکل دایره هایی که دارای یک مرکزند دیده شوند.
4-گرانولوماتوز یا زگیلی شکل:در اثر رشد و نمو عناصر قارچی ممکن است در محل ضایعه زگیل هایی دیده شود که از پوست برجسته اند و شکل نامنظمی دارند.
5-ضایعات مدور اگزمایی شکل:این نوع ضایعات از نظر مرفولوژی و شکل مشابه ضایعات نوع اولند(شوره،پوسته،قهوه ای رنگ) با این تفاوت که حالت بهبودی شونده را در مرکز نمی بینیم یعنی تمامی سطح ضایعه تقریبا به یک نسبت دچار آلودگی اند.

تشخیص:
باید ار بیمار نمونه گیری شود.با یک اسکالپل استریل با خراش دادن از کناره های ضایعه ،پوسته و شوره های محل ضایعه را در یک پتری دیش استریل جمع می کنیم.نمونه ها را در آزمایش مستقیم می توان با پتاس شفاف کرد و دید و هم باید در محیط های کشت S و Scc کشت داده شوند.در آزمایش مستقیم میسیلیوم های منشعب با تیغه میانی و گاهی آرتروکندیا هم ممکن دیده شود.
درمان:
ممکن است با داروهای ضد قارچی موضعی بهبودی حاصل شود(کلوتریمازول،مبندازول،تیابندازول،اسید سالیسیلیک 3%) و در مواردی هم ممکن است با استفاده از داروهای موضعی ضد قارچی بهبودی حاصل شود و اگر موثر نبود داروی خوراکی گریزئوفولوین تجویز می شود و ضایعات از بین می روند.